نگاه سبز

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

درسهایی از بزرگان

دوستان من



Powered By
mahdiblog.COM
برای تولد فاطمه:

"مثل تو! بی اختیار آمدم رفیق ... اما خوب ببین! چقدر دوست دارمش! یکی نیست بگوید برای چند تای دیگر باید سورصوری گرفت ... هرسال عطیقه تر می شود این تکه الماس زندگی! و در تناقضی عمیق هر چند دست و پای دل کندن شلتر، که یه گام به ترک اجباریش نزدیکتر می شوی ... حرص روز افزون برای راهی که کوتاهتر شده! عجیب نیست! چه داستان غریبی است این تکرار محدود! ابتدا و انتهایش بدون اختیار! در این میان بواسطه اختیاراجباریت و آماتور بودن همیشگیت در به افسار کشیدن این اختیار، چقدر باید زمین بخوری تا برای له شدنهای بعدی قوی تر شوی ...

عجیب داستانی است! داستانی که پایانش پایان توست! و وقتی تمامش میکنی خودت هم تمام شده ای ... و کو فرصتی برای درس گرفتن از کل کتابچه گرد گرفته! و افسوس! کاش می شد یکبار و شاید نصف یکبار! فرصتی بود تا تمام آن را یک دور جلوتر خواند ...
پس درس بگیر از صفحات ورق خورده کتابچه ات رفیق! حواست باشد پاره نشود! چرک نویسشان نکنی! چای و قهوه روی آن نریزی ... جلد دومی در کار نیست!

بهر حال بقول نزدیکترین همسفرهای این مرحله از کتابچه زندگیت فاطمه! اولین تولد ادمونتونیت مبارک! امید آنکه در این سهم از صفحات کتاب، پس از زمین خوردنهایت، قوی تر قد راست کنی ... !

راه کوتاهتر شده! خوب ببین ... مسابقه همیشگی بیم و امید! راستی فکر میکنی کدامشان در این فصل از کتابچه ات برنده است ... خوب بازی کن سر به هوا ..."

فاطمه سادات (11 نوامبر 2011 میلادی، ادمونتون)



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 توسط سیده فاطمه

حسین! مردِ حق و زادهٔ حق و عدالت!

خون تو را به ناحق ریختند بر این هبوط کده! تو حق بودی و خونت به ناحق ریخته شد. این تو، تنها توی تنها نبودی ...

شنیده‌ای که خون به ناحق ریخته شده پاک شدنی نیست؟

زمین، تا دنیا دنیاست، تاوان خون به ناحق ریخته شده ات را خواهد داد. سزاوار است که سیاه پوش باشد و ناله کند و ضجّه بزند و شادیها با غم جایگزین شود. ۲ ماه کمش است ... پریشانی بیش از این سزاوار اوست ... اشک ... ناله ... سیاهی و بیرنگی ...

این تاوانیست بحق! وگرنه حسین جان! سرور بندگان خدا! تو و عزیزانت، شیرین ترینِ شهد‌ها را نوشیدید ... مگر اینطور نیست؟ مگر اکنون در عرش خدایت فرمانروایی نمی کنی‌ حسین ... مسلما تو مظلوم نبودی ... تو آنکه باخت نبودی ... مظلوم و ظالم یکی‌ بود در میدان! خاکیانِ مقابلت! ... ظلمِ خود به خود و کور بودن در برابر حق ... این شد که هم ظالم شدند و هم مظلوم ... ظالم و مظلوم یکی‌ شد! در فرازی از کمیل ندامت می‌کنیم که "ظلمت نفسی‌" ... این مصداقش است ...

این پریشانی و پشیمانی دامنگیر است ... هر سال بر دامنه آن افزود میشود ... بر سر می‌زنیم! که لایق این بر سر زدنیم ... تو بردی حسین و خاکیان باختند ... گوارایت شربتی که نوشیدی ... ما به حال تو نمیگرییم حسین ... به حال زار زمین خواهیم گریست تا همیشه ... خبط گرانی بود ... جبران ناشدنی و عذابش دامنگیر ... حسین، بر فراز عرش، دلت به حال ما میسوزد؟ حسین، گمان میکنی‌ زمین پیامت را از آنچه که کردی گرفته؟ همین پیام معروفت که کودکانمان نیز از حفظند "آزاده باشید حتی‌ اگر دین ندارید" ... حق پیامت ادا شد و میشود حسین؟ ... آنچه کردی نیازمند تفکر و تعقل بیشتری نیست که احیاناً پشت این تاوان دادنها و سیاه پوشیدنها و سر پریشان کردنها و نذری‌های خوشمزه کمرنگ شده باشد؟ ... برای همین پرسیدم که از عرش که بر سیاه پوشان می‌نگری، شاید دلت برایمان بسوزد ... خدا کند که اینطور نباشد... خدا کند راه را اشتباه نرفته باشیم ...

و در پایان اگر فاطمه جسارتی کرد ببخش که او نیز در زمرهٔ خاکیان است ...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 توسط سیده فاطمه

 

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا:
اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !
اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!
اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!
اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!
اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!
اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!
و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين .....!!!
لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد
و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛
مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم دی 1389 توسط سیده فاطمه

 

شنیده ایم که حسین با قیامش به دین که چون جسدی بی روح شده بود، روحی تازه دمید و جانی و چه بسا جانهایی دوباره بخشید.

شنیده ایم که حسین آگاهانه، بخشایشی عظیم کرد و جان خود و عزیزترین هایش را بخشید. براستی برای چه؟ چه چرای بزرگی پشت این ماجراست! چرا؟! یک نگاه می تواند این باشد که: چون برایش بر سر بزنیم! برایش اشک بریزیم و او را مظلوم بنامیم و تنها و بی کفن و بی سر و بی یاور! چون برای زخم های بیشمار تنش و نه روحش! گریه کنیم! نذری بدهیم و باز کنار دیگ نذری گریه کنیم و های های گریه کنیم و برای لیست بلند بالای مشکلاتمان بدن بی سر او را بخدا یادآوری کنیم تا خدا هم در رودربایستی، حاجت روایمان کند!! و چون هایی از این دست که کم نیز نیستند!! 

اما! اما چه جواب بی مغزی!! البته که اینطور نباید بوده باشد!

 نگاهی دیگر: حسین آنگونه عمل کرد تا راهش ادامه یابد. راهش! ادامه راهش! مگر راهی که می رفت چه بود! راهی که باید ادامه می یافت! چه بود که چنین هزینه ای باید پرداخت می شد تا این راه، شاه راه شود و برای همیشه، پررنگ تر از همه جلوه کند؟!

حسین هر آنچه را که می توانست فدا کند، فدا کرد تا "هیهات من الذله" مصداقی تکرارناشدنی و انکارناشدنی تا همیشه تاریخ داشته باشد.

حسین می خواست تا خوب و قرص و محکم به یادمان بماند که نه ظلم کنیم و نه ظلم را بپذیریم، نه ظالم باشیم و نه مظلوم.

حسین با تمامی هستی اش و عزیزانش، عظیم ترین قربانی بود که خداوند می توانست  برای دینش و تداوم دینش برگزیند. 

و از آن پس خدا چه سخت و محکم حجتش را تمام کرد بر تک تک ما و بر عالم و بر تمامی عالمیان. عالم و عالمیان مدیون حسین شدند و مدیون خون حسین شدند و مدیون هستند و مدیون خواهند بود و این دین چه دین سنگینی است و چقدر سنگین است و بزرگ و کمرشکن.  

و سوال سخت اینجاست که آیا خلقت حتی توان درک ادا کردن چنین دینی را دارد؟

آیا کم کاری ها، کوته نظری ها، بی بصیرتی ها روز بروز توان بشر را برای ادای دین به حسین به بیراهه ها نمی برد؟ به ناکجا آبادها؟ 

آیا بشر درست فهمیده که حسین می خواست چه بگوید؟ آیا زبان حسین را دانست! اگر فهمید آیا عملش با فهمش هم جهت بوده و هست؟ و آیا...

نکند خدا پشیمان شود که چنین قربانی عظیمی را برای نشان دادن راه به انسانی برگزید که لیاقتش بسی کمتر از این بود و ...

نکند ... نکند حسین پشیمان شود که آنطور سخت و پردرد کشته داد و کشته شد ... نکند هم خدا و هم حسین پشیمان شده باشند!

آری! خون حسین و عزیزترینهایش، درخت دین را چه شگفت انگیز آبیاری کرد. اما! آیا عالمیان بدرستی زیر سایه این درختند! و مهمان سایه درخت سست همسایه نیستند؟

براستی می توان حق خون حسین را ادا کرد ... آنچه کرده است بشر و آنچه می کند، حق مطلب است؟! چندین محرم دیگر باید بیاید و برود و سپری شود، تا بتوان کمی با اطمینان خاطر گفت که عالم به پرداخت دینش به حسین نزدیک شده است؟!

کمی فکر و تامل! و کمی درنگ و ارزیابی بد نیست!

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

برداشت شخصی من از سخنان دکتر شاه حسینی و دکتر عباسی:  :2cool:

"منطقی بنظر نمی رسه که هیچ هدفمندی و برنامه ریزی خاصی پشت ساخت این دست از فیلمهای پرهزینه نباشه. طبیعتا باید از پشت صحنه و اهداف ساخت چنین فیلمها و مجموعه هایی آگاه بود و نقدشون رو دونست و بعد نشست پای دیدنشون. فیلمهایی با نگاه آخرالزمانی و اتفاقات آخرالزمانی. پر از صحنه های جنگ و درگیری بین خوب ها و بدها! فیلمهایی پر از موجودات عجیب و ناشناخته آخرالزمانی. مراقب باورهامون باید باشیم که ناخواسته پای دیدن امثال این فیلمها ممکن هست بسوزن! حواسمون باشه که خیلی از ما بخاطر سرگرمی پای این فیلمها می شینیم و در سرگرمی غفلت نهفته است. غفلتی خودخواسته یا ناخواسته. در این میان باید حواسمون باشه که از باورهامون غافل نشیم."

روی عکسها کلیک کنید توضیحات فیلم رو خواهید دید.

 

1) فیلم 2012

A buddhist monk standing against a background of the Himalayan mountains while a mega tsunami is surging over them.


2) مجموعه بیگانه و فیلم آواتار به کارگردانی جیمز کامرون که این کارگردان ید طولایی در ساخت فیلمهای آخرالزمانی داره. موجوداتی که در فیلم آواتار می بینیم موجودات دخانی هستند.

On the upper half of the poster are the faces of a man and a female blue alien with yellow eyes, with a giant planet and a moon in the background and the text at the top:

 

3) فیلم Megiddo 


4) 313


5) آرماگدون


6) فرشتگان در آمریکا


7) Supernatural

The show's title emerging form a spray of broken glass


8) فیلم Legion


9) فیلم کنستانتین


 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

دیروز با دوست عزیزم سحر، سر کلاس بودیم و هر دو هم نظر که چقدر با این عبارات دارای "ایسم" مشکل داریم. این شد که تصمیم گرفتم بذارمشون رو سایت (از مرجع محترم ویکیپدیا برداشتم). بلکه روزی روزگاری مشغله دست از سرمون برداره و بخونیمشون و یاد بگیریم که وجه تمایزشون چی هست و وقتی از اساتید فن شنیدیم این عبارات رو، هاج و واج نگاشون نکنیم و فکر نکنیم که فرد مذکور با اصطلاحات ذیل از کره ای بغیر از کره خاکی تشریف آوردن. این لغات ثقیل و گاها شیک، در دسته ای با نام ایدئولوژی های سیاسی - اجتماعی قرار دارن!  کسی این دور و برا نیست که بگه آخه تو رو چی به این حرفا، شما برو و kozetنبود! پس جونم بگه براتون که نه هست و نه خواهد بود، بقول داداشم  و به حمایت از حرکتهای روشنگرانه جامعه نسوان نفس کش می طلبیم!! :2cool:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

 




دانلود سخنرانیهای ایشون:


خرید سی دی های سخنرانیهای ایشون از طریق سایت:
:Black (5):

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

همانطور که گفتم، صحبتهای دکتر درباره چگونگی تداوم حرکت شیعه بود بعد از امام یازدهم وغیبت امام زمان. اینکه چطور و توسط چه کسانی شیعه به صورت زیرزمینی و مداوم رهبری شد (حتی یک روز هم بین زعامت اونها فاصله نیفتاد) و ظرفیت سازی صورت گرفت تا بالاخره بصورت امروزی جرات ظهور و بروز پیدا کرد. اسامی افرادی نام آشنا برای تک تک ما، مثل کاشف الغطاء، علامه مجلسی، شیخ مفید، علامه حلی، طبرسی و مقدس اردبیلی در این میان دیده می شد که رهبری شیعه رو عهده دار بودند. می دونید دوستان، اگر بخوام صادق باشم همیشه برام جای سوال بود که چرا می گن این انقلاب (انقلاب اسلامی ایران) باید به امام زمان تحویل بدیم! با شنیدن توضیحات دکتر، تا حدودی به این سوالم جواب داده شد. با چنین پشتوانه استدلالی قوی، این ادعا معقول بنظر می رسه و بعید نیست.

:Graphic (12): (احوالات بنده پس از شنیدن نام این عزیزان :c6548e078fbc4ff093c)



ردیف نام زعیم مدت زعامت محل اقامت
۱ ابن قولوی ۳۹ سال قم
۲ شیخ صدوق ۱۳ سال شهر ری
۳ شیخ مفید ۳۲ سال بغداد
۴ سید مرتضی علم الهدی ۲۳ سال بغداد
۵ شیخ طوسی ۲۴ سال بغداد و نجف
۶ ابن براج ۲۱ سال طرابلس (لبنان)
۷ مفید ثانی ۳۴ سال نجف
۸ طبرسی ۲۳ سال مشهد و سبزوار
۹ ضیاءالدین راوندی ۱۲ سال کاشان
۱۰ قطب الدین راوندی ۱۳ سال کاشان
۱۱ ابن زهره ۱۲ سال حله (عراق)
۱۲ ابن ادریس ۱۳ سال حله
۱۳ فخار شمس‌الدین موسوی ۳۲ سال حله
۱۴ ابن نمّا ۱۵ سال حله
۱۵ محقق حلی ۲۲ سال حله
۱۶ ابن سعید حلی ۱۴ سال حله
۱۷ علامه حلی ۳۶ سال حله و قزوین
۱۸ عمیدی ۲۸ سال حله
۱۹ فخر‌المحققین ۱۷ سال حله
۲۰ شهید اول ۱۵ سال حله
۲۱ ابن خازن حائری ؟ حله
۲۲ ابن شهید اول ؟ حله
۲۳ فاضل میسوری ۱۶ سال حله
۲۴ ابن فهد حلی ۱۵ سال حله
۲۵ ابن رشد قطیفی ؟ حله
۲۶ اسدی حلی ؟ حله
۲۷ ابن حلال جزایری ؟ حله
۲۸ محقق ثانی (محقق کرکی) ۲۴ سال حلب (سوریه) و اصفهان
۲۹ شهید ثانی ۲۶ سال جبع شام
۳۰ حارثی ۱۸ سال جبل عامل (لبنان) و هرات (افغانستان)
۳۱ مقدس اردبیلی ۳۱ سال نجف
۳۲ موسوی عاملی ۱۶ سال جبع شام
۳۳ ملاعبدالله شوشتری ۱۲ سال اصفهان
۳۴ شیخ بهایی ۹ سال اصفهان
۳۵ میرداماد ۹ سال اصفهان
۳۶ مجلسی اول ۲۹ سال اصفهان
۳۷ سروی مازندرانی طبرسی ۱۰ سال اصفهان
۳۸ محقق خوانساری ۱۸ سال اصفهان
۳۹ علامه مجلسی (مجلسی دوم) ۱۲ سال اصفهان
۴۰ آقا جمال خوانساری ۱۵ سال اصفهان
۴۱ فاضل هندی ۱۲ سال اصفهان
۴۲ احمد جزایری ۱۳ سال نجف
۴۳ سیدعبدالله جزایری ۲۳ سال نجف
۴۴ وحید بهبهانی یا معلم الفقها ۳۵ سال نجف
۴۵ علامه بحرالعلوم طباطبایی ۴ سال نجف
۴۶ جعفر کاشف الغطاء ( شیخ اکبر) ۲۰ سال نجف
۴۷ موسی کاشف الغطاء ۱۳ سال نجف
۴۸ علی کاشف الغطاء ۱۳ سال نجف
۴۹ حجت الاسلام شفتی ۴ سال اصفهان
۵۰ صاحب جواهر ۶ سال نجف
۵۱ شیخ انصاری ۱۵ سال نجف
۵۲ میرزای شیرازی ۳۱ سال سامرا
۵۳ آخوند خراسانی ۱۷ سال نجف
۵۴ محمدکاظم یزدی ۸ سال نجف
۵۵ محمدتقی شیرازی ۱ سال نجف
۵۶ شیخ الشریعه اصفهانی ۱ سال نجف
۵۷ شیخ عبدالکریم حائری یزدی ۱۶ سال قم
۵۸ آقا سیدابوالحسن اصفهانی ۱۰ سال نجف
۵۹ آیت الله بروجردی ۱۵ سال نجف و قم
۶۰ امام خمینی ۳۰ سال قم، نجف و تهران
۶۱ آیت الله خامنه ای  از رحلت حضرت امام (ره)
تهران

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

سلام. دیروز یعنی در تاریخ 18 آذر، هفتمین جلسه کلاس مهدویت با حضور دکتر حسن عباسی برگزار شد. فضای سالن پر مخاطب تر و شلوغ تر از همیشه بود. تعداد دوربین های فیلمبرداری دو برابر شده بود! کلا موضوع جدی بود مثل اینکه :). صحبتهای ایشون درباره چگونگی تداوم حرکت شیعه بود بعد از امام یازدهم وغیبت امام زمان. اینکه چطور و توسط چه کسانی شیعه به صورت زیرزمینی و مداوم رهبری شد (حتی یک روز هم بین زعامت اونها فاصله نیفتاد) و ظرفیت سازی صورت گرفت تا بالاخره بصورت امروزی جرات ظهور و بروز پیدا کرد. بنظر من خیلی جالب بود. اسامی افرادی نام آشنا برای تک تک ما، مثل کاشف الغطاء، علامه مجلسی، شیخ مفید، علامه حلی، طبرسی و مقدس اردبیلی در این میان دیده می شد که رهبری شیعه رو عهده دار بودند (قابل عرض است :) که لیست کامل این افراد رو در یک پست جداگانه حتما میارم).

اون چیزی که من جذب میکنه به دنبال کردن صحبتها و دیدگاههای دکتر عباسی، این هست که مستقل از دیدگاه سیاسی و حتی مذهب، میشه با دیدگاههای ایشون همراه شد. از حرفهای ایشون به کمک عقل و تنها عقل میشه به خیلی از سوالات جواب داد، مستقل از هرگونه وابستگی. و این بنظر من یک هنر بزرگ که در ایشون وجود داره. چند تا از لینکهای بدردبخور مرتبط با ایشون رو در ادامه تو پست بعدی میارم ایشالا :).
دو هفته دیگه آخرین جلسه کلاس هست که بصورت اردوی سیاحتی زیارتی یک روزه قم برگزار میشه. دوره متفاوتی بود برام و خیلی تاثیرگذار. داشتم فکر می کردم اگه کلاس تموم شه چه مطالبی رو روی سایت خواهم گذاشت. باید بیاندیشم ;).
دهه اول محرم رو داریم پشت سر می گذاریم، از خدا می خوام که به هممون بصیرت بده تا به حقیقت اونچه که امام حسین (ع) وادار کرد آنگونه عمل کنه که منجر به واقعه کربلا شد، دست پیدا کنیم و فراموش نکنیم که بقول یکی از دوستان، بزرگترین درد امام حسین درک نکردن افکار ایشون بود نه بی آبی، پس تلاش کنیم که در کنار زخمهای تن ایشون، افکار امام رو هم ببینیم.
یا علی

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

1) مسیحیت از بناپارات و هیتلر در کنار حضرت مهدی بعنوان ضد مسیح (Antichrist) یاد می کنند و البته جدیترین ضد مسیح را مهدی موعود می دانند.


2) مشابه سفرهای بازدید از مناطق جنگی که چند سالی است در کشور ما با عنوان اردوی راهیان نور برگزار می شود، اروپایی ها نیز سفری زیارتی دارند به مدت یک ماه، که در این سفرها مسیر سلحشوران مسیحی را که در جنگهای صلیبی با مسلمانان جنگیده اند، زیارت می کنند و در این راه سختیهای زیادی را متحمل می شوند و با ظواهری ژنده پوش در این یک ماه به خودسازی معنوی می پردازند.


3) آقای فرانسیس فوکویاما به همراه پرفسور هالدینگ زی (شاگرد فوکویاما) در حدود نیم قرن است که در زمینه حوادث آخرالزمان و ظهور منجی آخر الزمان فعالیت منظم و بی وقفه دارند و شبکه ای درست کرده اند به نام T.B.N که کارش تحلیل محتوایی وقایعی است که در جامعه رخ می دهد و بصورت تفاسیر هفتگی، وقایع مختلف را زمینه ساز و مرتبط با علائم ظهور عیسی مسیح می دانند. از نکات قابل توجه، تداوم چندین دهه ای فعالیت این شبکه است. در صفحه اول وبلاگ، به عبارت Holy Land (Israel) Tour هم توجه کنید. 

http://www.tbn.org


4) جالب است بدانیم، که در اغلب دانشگاههای آمریکا، بدون توجه به تخصص دانشجویان تحت آموزش دانشگاه، سالهاست که جلسات بسیار جدی و پرمخاطب درباره بررسی عصرآخرالزمان و منجی موعود برگزار می شود. در اینگونه جلسات سخنران بسیار آگاه است و با مطالعه و سند به تحلیل مسائل می پردازد. در جلسات آنها عقاید مسلمانان درباره ظهور منجی با دقت و جزئیات فراوان تحت بررسی قرار می گیرد، بگونه ای که از جزئی ترین تفاوتهای دیدگاهی مسلمانان شیعه و سنی نیز سخن به میان می آید. پیشنهاد میکنم که حتما عبارت "The Rise of the Islamic Antichrist" را جستجو کنید و فیلم حاصل از جستجو را در سایت یوتیوب ببینید.


5) اصطلاح rapture را نیز بشناسیم. این اصطلاح مربوط به حرکت بهترین بندگان و پیروان مسیح از زمین آلوده به سمت آسمان است. در حقیقت مسیح بدنبال پیروانش خواهد آمد و آنها را با خود خواهد برد. در فیلمهای هالیوودی آخرالزمانی نیز می بینیم که حتی برخی مردگان در هاله ای از نور از زمین به سمت آسمان برده می شوند. می توان گفت که تا حدی شبیه به دیدگاه رجعت در تشیع است (چون فراخوانی مرده ها نیز هست) و بسیار هم مبحث جدی است در مسیحیت.

http://www.rapturechrist.com


6) بسیار برایم جالب بود هنگامیکه دانستم، عینا ترجمه " انا لله و انا الیه راجعون" در کتاب مقدس انجیل وجود دارد و در فیلمهای هالیوودی با بکارگیری عبارت زیر از آن استفاده شده:

"The Lord gives, the Lord takes away"


نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

- هفت هزار سال است که بشر به کره خاکی هبوط کرده و این در حالی است که عمر کره زمین در حدود سه میلیارد و پانصد میلیون سال است. 


- قیامت صغری مربوط به تحقق بهشت آخرالزمان است بر روی زمین، بدین معنا که مرتبط با مقوله رجعت است و بسیار حائز اهمیت است که آیات قرآنی مرتبط با قیامت صغری از آیات مرتبط با قیامت کبری در قرآن تمیز داده شود. 


- از مهمترین وقایع آخرالزمان، برداشته شدن مرز بین عالم مادی و عالم دخان است.



نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

دخان یک عالم بالاتر از عالم مادی است و مجموعه "عالم مادی" و "عالم دخان" را خداوند در قرآن "دنیا" معرفی می کند.
عموم انسانها در عالم مادی بسر می برند و جنیان و شیاطین و موجودات دخانی در عالم دخان زندگی می کنند. عالم برزخ بالاتر از عالم دخان ومادی است. عالم برزخ هفت آسمان دارد. هفت آسماني که مطرح است، تمامش در عالم برزخ است. بالاتر از همه، آسمان هفتم، پائين تر از آن، آسمان ششم، پنجم، چهارم، سوم ، دوم، اول، که آسمان اول علاوه بر جنبه برزخي، جنبه دخاني و جنبه مادي هم دارد و ما انسانها با جنبه ماديمان درون آسمان اول هستيم.

در ابتدای خلقت، در زمان حضرت آدم، عالم دخان با عالم مادی مخلوط بود و دخانی ها دیده می شدند. خیلی از این موجودات در طوفان حضرت نوح (ع) غرق شدند.

این موجودات و مخصوصا شیاطین در زمان حضرت سلیمان (ع) به بند کشیده می شوند که در قرآن به آن اشاره شده است.

از زمان حضرت عیسی (ع) به بعد بین دخانی ها و انسانها جدایی افتاد و از زمان رسول الله (ص) دست شياطين به جسم انسان نمي رسد، فقط در يکي از جنبه‏هاي ماديِ انسان مي‏توانند اثر بگذارند، آن هم نجاسات است و نیز از راه همزات (وسوسه) بر افکار انسانها نیز می توانند تاثیرگذار باشند.

 وَ قُل رَبّ اَعُوذُ بـِکَ مِن هَمَزاتِ الشّیاطِین/97مؤمنون.

و (در دعا) بگو بارلاها از وسوسه شیاطین به تو پناه میبرم. 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

- آخر الزمان نه تنها نقطه پایانی دنیا نیست بلکه فصل نتیجه گیری کتاب خلقت است. نگاه، نگاهی است کاملا امیدوارانه، نشاط آفرین و حرکت آور.

- تمام اولیاء و انبیاء الهی برای یک هدف مبعوث شده اند و مکمل یک نقشه اند. همه آنها بدنبال تکمیل پازل خلقت بوده اند. پازلی که آخرین قطعات آن در دست منجی آخرالزمان است و بدست او تکمیل خواهد شد.

- جالب است بدانیم که بهشت آخرالزمان، بهشتی است آسمانی و زمینی. ملک منجی آخرالزمان، بگونه ای خواهد بود که خداوند اجازه داده است که زمین با لمس ملک سلیمان نبی تنها ماکت کوچکی از آن را تجربه کرده باشد.  


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آذر 1389 توسط سیده فاطمه

سلام م م م. پس از مدتی طولانی غفلت از سایت دوباره سر و کلم پیدا شد :).

دو هفته که دانشگاه تهران درگیر کلاسهای تخصصی رشتم بودم و از روی بدشانسی من، تو این دو هفته کلاسهای مهدویت دانشگاه شریف سروقت تشکیل شد و دو هفته بعد که فارغ بودم از کلاسهای دانشگاه خودم، بدلایل مختلف کلاس کنسل شد. خدا وکیلی، به این میگن آخر خوش شانسی!

بالاخره دیروز جلسه ششم کلاس تشکیل شد. موضع جالب بود و بسیار جذاب برای من و البته 399 نفر دیگر حاضر در سالن :). با عنوان "سینمای آخرالزمان" که با حضور دکتر مجید شاه حسینی برگزار شد و کلاس از این جهت عالی بود، خصوصا برای طرفداران پر و پا قرص فیلم مثل من، که تقریبا همه کلاس به نشون دادن کلیپ هایی از فیلم های مربوط به بحث روز گذشت. 

سوابق دکتر شاه حسینی هم تامل برانگیز بود. ایشون پشت صحنه خیلی از برنامه های استخوندار و پرمایه مربوط به سینمای روز دنیا در هر 5 شبکه صدا و سیما هست با سالها سابقه مثل سینما 1 و 4 و ماوراء و .... 

خلاصه، باید اعتراف کنم که به دلیل وقفه طولانی، سراغ بروزرسانی وبلاگ اومدن برام خیلی راحت نبود! تنبل شدم :). یه مقدار هم مشغلم زیاد شده که خوب بهونه بدی نیست واسه تنبلیام ;).

سعی میکنم، به کمک خدای مهربون و البته بلطف اراده شخصی :)، یسری پست جدید مربوط به جلسه دیروز و همینطور یسری پست راجع به مسایل مختلفی که خودم علاقه مندم بفرستم، درطول هفته ای که پیش رو داریم. در واقع از دلایل اصلی راه اندازی وبلاگ شخص خودمم، موضوع حب ذات هست که نمیشه انکارش کرد و برای اینکه خیلی چیزها رو دوره کنم و از نشستن گرد و خاک فراموشی روی اونها پرهیز، پناه آوردم به این وبلاگ (البته و صد البته،  نقطه آغاز امتیاز گرفتن در پایان دوره بود :))!

داشتم فکر می کردم که تا محرم هم راهی نیست و پخش مختارنامه آقای میرباقری چه خوب کمک میکنه که حال و هوای این روزا بهتر حس کنیم. دو روز! شایدم یک روز! و الان یدفعه ای این بذهنم رسید که چقدر من این عبارت که امام حسین (ع) رو "نگین سلیمان به حلقه خاتم" خطاب می کنه دوست دارم و بطور غریبی حس می کنم که بخواست خدا، متفاوت ترین محرم عمرم رو با توجه به تجربه تشرف به سفرعتبات عالیات در امسال، پیش رو خواهم داشت. نمی دونم ربطش به بحث چی هست و بود! همه حرف، حرف دل!

که درست فرموده اند:

آنچه از دل برآید بر دل نشیند

 

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی انصار الحسین.


لازم میدونم تسلیت بگم، نزدیک شدن ایام شهادت آموزگار آزادگی رو به بشر ساکن کره خاکی درهر کجا که هست و با هر شریعتی که هست. آموزگاری که چراغ روشن و کشتی نجات تمام بشر است.

یا علی


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آذر 1389 توسط سیده فاطمه


  درك معنی و مفهوم لاییك ارتباط بسیار نزدیکی با تبیین مفهوم سکولاریزم دارد. لاییک به معنای جدایی دین از سیاسیت و تفكیك بین حوزه دین و سازمان حكومت می‌باشد. دین در حكومت لاییك شخصی شده و در حوزه عمومی جامعه جایگاهی ندارد.
  سكولاریزم یعنی محدودیت دین و پیشروی سازمان دولت در حوزه‌های دین. در سکولاریسم حكومت نه تنها در كوچك كردن حوزه دین تلاش می‌كند، با به چالش كشاندن دین در برابر علم و عقل در تخریب پایگاه‌های آن تلاش می‌نماید و به دنبال دنیوی شدن دین است.
  تفاوت‌ لاییك با سكولاریزم در این است كه در لاییك دین در جایگاه شخصی افراد قرار می‌گیرد و فقط از حوزه دولت جدا می‌گردد و دیگر دخالتی در سیستم تصمیم گیری و تصمیم سازی سازمان حكومتی ندارد، ولی همچنان در زندگی خصوصی افراد جایگاه خود را حفظ می‌كند؛ ولی در سكولاریزم نه تنها از ساختار حكومتی حذف می‌شود بلكه با نهادهای مذهبی در جامعه برخورد نیز می‌شود، یعنی اساس باورهای دینی در مقابل علم و عقل قرار می‌گیرند و تنها آن بخش از دین كه بتواند با علم و عقل بشری حاكم بر جامعه به توافق برسد، می‌تواند دوام بیاورد.

منبع: www.pajoohe.com

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 توسط سیده فاطمه

چطور هست که در این پرانتز بازی که تصمیم گرفتم در وبلاگ راه بندازم یه مقدار بزنیم تو خاکی :)) البته این به این معنا نیست که مطلب ارائه شده در این قسمت بی ارتباط با محتوای سایت هست، خیر! بلکه به این معناست که پیوستگی مطالب برای بیان این موضوع رعایت نشده و یدفعه ای دلم خواسته بزنم تو جاده خاکی. حالا اگه شما هم پایی، بزن قدش. یا علی

در این قسمت کنار هم سعی می کنیم پروتوکلهای 24 گانه یهود برای تسخیر و تحت سلطه قرار دادن جهان رو که به مانیفست یهود هم شهرت داره، بهتر بشناسیم. 

 واژه « پروتكل » معانى مختلفى دارد ازجمله: پیش‏نویس قرارداد، معاهده و یا سند رسمى كه بین دو یا چند دولت امضاء مى‏شود اما در اینجا به مفهوم تصمیمات و فرمولهایى است كه از سوى جمعى از متفكران، استراتژیست‏ها و خاخامهاى یهودى به منظور تسخیر عالم طراحى شده است.

برای آشنایی با موضوع، پیشنهاد می کنم که اولا فایل صوتی سخنرانی دکتر حسن عباسی زیر رو گوش بدین حتما حتما! یکم حوصله می خواد و جای خالی در ساعات بین روز پیدا کردن و یکم کمتر بازیگوشی تو نت :)). حدود یک ساعت و 15 دقیقه است. در قسمت بعدی هم دو تا فایل PDF آپلود کردم که فکر می کنم بدرد روشن کردن بیشتر موضوع میخوره از هردو طرف  قضیه :)). کیفیت اول فایل اول خوب نیست اما بعد از 5-4 دقیقه خیلی بهتر میشه. صبور باشین لطفا. 

الف) برای دانلود فایل صوتی روی آیکون زیر کلیک کنید.

ب) برای دانلود فایل PDF "پروتكل هاي رهبران يهود براي تسخير جهان" روی آیکون زیر کلیک کنید.

ج) این فایل رو هم دانلود کنید. :lotfan:

مرتبط با این دیدگاه است که پروتوکلهای یهود جعلی است!!!!



نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم آبان 1389 توسط سیده فاطمه

bolden globe 2پاورقی: آیا می دانیم که مرگ و کشته شدن دو مقوله جدا از هم هستند؟!  


 خداوند می فرماید:

  کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون (عنکبوت 57) 

تمامی انسانها مرگ را خواهند چشید و سپس بسوی ما بازخواهند گشت.


bolden globe 2سوال اینجاست که آیا کسانی هستند که موت (مرگ) را درک نکرده اند؟!! 

پاسخ:  و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. (آل عمران 169)


امام صادق (ع) فرمود: هر مومنی که کشته شده باشد به دنیا بر می گردد تا (بعد از زندگی مجدد) به مرگ طبیعی بمیرد و هر مومنی که مرده باشد، به دنیا برمی گردد تا کشته شود. (بحارالانوار ج 53، ص 40)


 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم آبان 1389 توسط سیده فاطمه


چرا بازگشت تمامی رسولان از برزخ به دنیا در مقطع آخرالزمان؟!!


1) رجعت تمامی رسولان بدلیل دستیابی به نصرت وعده داده شده 

خداوند در آیه 21 سوره مجادله می فرماید: به قطع من و فرستادگانم چیره خواهیم شد.

و در آیه 51 سوره غافر می فرماید: در حقیقت، ما فرستادگان خود و کسانی را که گرویده اند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان برپای می ایستند، قطعا یاری می کنیم. 

و سخن امام صادق به نقل از جمیل ابن دراج در کتاب منتخب البصائر:

امام صادق (ع) فرمود: بخدا قسم این (آیه 51 سوره غافر) در رجعت است. نمی دانی که بسیاری از پیغمبران در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و بسیاری از خوبان و مقربان درگاه الهی نیز کشته شدند و کسی آنها را یاری نکرد؟ تاویل این آیه در رجعت است.


2) زمین به صالحان به ارث خواهد رسید

خداوند در آیه 105 سوره انبیاء می فرماید که زمین به صالحین به ارث خواهد رسید.

در بیش از 20 آیه قرآن به رسولان الهی به عنوان یکی از مصادیق صالحین اشاره شده که ارض به آنها به ارث خواهد رسید.


مراجع:

بحارالانوار ج 53، ص 41

البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 765


 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم آبان 1389 توسط سیده فاطمه

 

 

عالم ذر چیست و در كجا است؟

آیة 172 سورة اعراف به «آیة ذر» معروف است.

خداوند در آن می‌فرماید:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ

«به یاد آور زمانی را كه پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذریة آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت [و فرمود]: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. [چرا چنین كرد؟] برای اینكه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم.»

از آنجا كه در این آیه سخن از ذریّۀ آدم به میان آمده، از این آیه به «آیه ذر» یاد می‌كنند و به خاطر كلمه «ألست» به «پیمان ألست» معروف است. 

===> نکته اینجاست که این آیه بیان می کند: عالمی قبل از عالم مادی کنونی ما (دنیا) وجود داشته که در آن عالم تمامی ما انسانها که از نسل آدم هستیم با خداوند پیمان بسته ایم و بر جایگاه پروردگار گواهی داده ایم. 

تعبیرات و توصیفات متعددی درباره عالم ذر از سوی متخصصان وجود دارد که خود این تعدد و عدم وحدت نظر، بیانگر پیچیدگی این مقوله می تواند باشد. 


 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم آبان 1389 توسط سیده فاطمه
درباره وبلاگ

دوستان، لازم می دونم که دو مطلب رو در اینجا ذکر کنم. اولا گذاشتن مطالب در وبلاگم لزوما به معنای تایید همه مطالب نیست. هدف شخص خودم با حضور در مباحث در واقع یادگیری هست. اگر اطلاعات جامع و معتبری درباره تک تک مطالب وبلاگ دراختیار دارید که به رد نسبی یا تایید نسبی مطالب کمک میکنه خوشحال میشم که در اختیار مون قرار بدین.
مطلب دوم هم این هست که هیچ تمایلی در شخص من برای سیاسی شدن وبلاگ و بوجود آمدن برداشتهای سیاسی وجود نداره. از دیدگاه من و درحد اطلاعاتم، موضوعات کاملا فراجناحی و حتی فرامرزی هست :)).